خرید بک لینک
جمعه 14 مهر 1396 ساعت 10:43 ای صاحب مال، فضل کن بر درویش گر فضل خدای میشناسی بر خویش نیکویی کن که مردم نیکاندیش از دولت بختش همه نیک آید پیش سعدی

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: سه شنبه 18 مهر 1396 ساعت: 7:00

جمعه 14 مهر 1396 ساعت 10:46 در همــه عالم وفاداری کجاســتغم به خروارست غمخواری کجاستدرد دل چندان کـــه گنجــــد در ضمیـــرحاصلســـت از عشــق دلداری کجاست گــــر به گـیتـــی

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: سه شنبه 18 مهر 1396 ساعت: 7:00

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 10:08

من خود دلم از مهر تو لرزید ,وگرنهتیرم به خطا می رود اما به هدر,نه!دل خون شده وصلم و لب های تو سرخ استسرخ است ولی سرخ تر از خون جگر ,نهبا هرکه توانسته کنار آمده دنیابا اهل هنر؟آری! با اهل

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 10:08

شاد زی با سیاه چشمان، شادکه جهان نیست جز فسانه و بادزآمده شادمان بباید بودوز گذشته نکرد باید یادمن و آن جعد موی غالیه بویمن و آن ماهروی حورنژادنیک بخت آن کسی که داد و بخوردشوربخت آن که ا

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 10:08

من امروز، از میی مستم، که در ساغر نمیگنجدچنان شادم، که از شادی، دلم در بر نمیگنجدز سودایت برون کردم، کلاه خواجگی، از سربه سودایت که این افسر، مرا در سر، نمیگنجدبران بودم که بنویسم، مط

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 10:08

آینه ی خورشید از آن اوج بلندشب رسید از ره و آن آینه ی خرد شدهشد پراکنده و در دامن افلاک نشستتشنه ام امشب ، اگر باز خیال لب توخواب نفرستد و از راه سرابم نبرد کاش از عمر شبی تا به سحر چون

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 10:08

نه چراغ چشم گرگی پیرنه نفسهای غریب کاروانی خسته و گمراه مانده دشت بیکران خلوت و خاموش زیر بارانی که ساعتهاست می بارددر شب دیوانه ی غمگینکه چو دشت او هم دل افسرده ای دارددر شب دیوانه ی غم

برچسب: اندوه, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 10:08

از برای خاطر اغیار خوارم میکنیمن چه کردم کاینچنین بی اعتبارم میکنی؟ روزگاری آنچه با من کرد استغنای توگر بگویم گریه ها بر روزگارم میکنی گر نمیایم به سوی بزمت از شرمندگی استزانکه هر دم پیش جمعی شرمسارم میکنی گر بدانی حال من، گریان شوی بی اختیارای که منع گریه ی بی اختیارم میکنی گفته ای، تدبیر کارت میکنم وحشی منالرفت کار از دست، کی تدبیر کارم میکنی؟

برچسب: اختیار, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: يکشنبه 9 مهر 1396 ساعت: 10:08

بر میان دامن زدن بینند و چابک رفتنش تا چو من افتادهای نا گه بگیرد دامنشمرغ فارغ بال بودم در هوای عافیتاز کمین برخاست ناگه غمزهٔ صید افکنشعشق لیلی سخت زنجیریست مجنون آزمااین کسی داند که

برچسب: زنجیر, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 6 مهر 1396 ساعت: 20:57

(0 لایک)

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 6 مهر 1396 ساعت: 20:57

ای دل چو زمانه میکند غمناکت ناگه برود ز تن روان پاکت برسبزه نشین و خوش بزی روزی چند زان پیش که سبزه بردمداز خاکت

برچسب: زمانه,میکند, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 6 مهر 1396 ساعت: 20:57

طبعم از لعل تو آموخت در افشانیها ای رخت چشمه خورشید درخشانیهاسرو من صبح بهار است به طرف چمن آیتا نسیمت بنوازد به گل افشانیهاگر بدین جلوه به دریاچه اشگم تابیچشم خورشید شود خیره ز رخشانیها

برچسب: آموخت,افشانیها, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 6 مهر 1396 ساعت: 20:57

کسی کز مراد دل خود جداستاگر پادشاهی کند بینواستتو دانی که من پادشائی خویشبزرگی و کار و کیائی خویشبه یک سو نهادم گزیدم تو رابه خوناب دل پروریدم تو رادر آخر مرا خوار بگذاشتیدل از من به یکب

برچسب: پادشاهی,نواست, نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 6 مهر 1396 ساعت: 20:57

باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشبتا کنی عقده اشک از دل من باز امشبساز در دست تو سوز دل من می گویدمن هم از دست تو دارم گله چون ساز امشبمرغ دل در قفس سینه من می نالدبلبل ساز ترا دیده هم آ

برچسب: نویسنده: یلدا صمیمی تاريخ: پنجشنبه 6 مهر 1396 ساعت: 20:57

صفحه بندی